|
|
|
|
|
سلام
این روزها که دورم یکی همیشه با منه . شنبه که داشتم میرفتم دانشگاه تو راه از سر یادگار امام توی خیابان آزادی تا در دانشگاه با خودم میگفتم خدایا ازت ممنونم به خاطر پایی که می تونم باهاش راه برم. نفسی که می کشم . چشمایی که می بینه و همه چیز.... یادم به فیلم راز افتاد و سنگ شکرگزاریش. چه خوبه که یادم باشه و چه بهتر که می دونم خدایا همیشه با منی با این که ۲روز بیشتر کلاس نیس ِ خیلی کار داریم اما هنوز شادم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت 1:55 توسط باور
|
|
||