تبليغاتX
روزهای خوش
هر کلاغی یک سوال زنده متحرک است
بیا امروز وقتی میخوای از خونه بری بیرون با هم باشیم.

در را که بستیم توی کوچه چی میبینیم؟ درخت.کوچه.گربه.... همشون زیباهستن بیا بهشون لبخند بزنیم . بیا اولین آدمی را که دیدیم حس کنیم داره میگه سلام . میدونی آخه وجود یک آدم خودش سلام خداست دیگه! بیا یک تیکه ابر دورش درست کنیم . یک تیکه ابر که اونو ببره بالا و محافظش باشه باهم زیر لب زمزمه کنیم( اللهم صل علی محمد و ال محمد) توی ذهنت با نگاهت بده بهش ...نفر بعدی..نفر بعدی... درخت . خاک زمین...هوا.... حس کن امروز چه روزیه؟ روزی که تو همه چیز داری!احساسش می کنی؟ فقط همین یکبار امتحان کن.....    بگذار منم یک بار ببینم که با احساس رضایتت یک لبخند میزنی

------------------------------------------------------

این هفته یک اجرای عروسکی داشتم. اپرت بچه گدا و دکتر نیکوکار نوشته میرزاده عشقی که من یکمی توش دست برده بودم و پیش زمینه هم یک نقشه ایران گذاشته بودم. عروسکام نماد بودن و یکیشون هم فقط یک تابلو نوشته بود! میرزاده عشقی به نوعی اولین هنرمند شهید به حساب میآید هیچکدام از استادا زیاد قبولش ندارن اما عمق نوشته هاش واقعاْ جالب... آخر نمایش نظرهای متفاوتی داده شد اما به قبول بچه ها همون یک لبخندی که رو لب بچه ها نشست خودش خوبه با اینکه نمایش یک گروتسک حسابی بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 آبان1387ساعت 23:10  توسط باور  |