تبليغاتX
روزهای خوش
هر کلاغی یک سوال زنده متحرک است

سلام

در مورد کتا ب های ناتمامی که شروع شدن اما تمام نشدن

1-     کتاب هنر در گذر زمان هلن گاردنر : همیشه خلاصه تاریخ هنر را می خوندم , تصمیم گرفتم کل کتاب را بخونم اما هرگز تموم نشد!

2-     کتاب سبک ها و شیوه ها که خیلی زیاد هست و چون آدم احساس می کنه مثل درس می مونه ولی در ضمن قرار هم نیست امتحانی بدی پس زیاد پشتکار به خرج نمیدم!

3-     کتاب بعد چهارم  , کتابیه که برام جالبه اما متن راحتی نداره , در مورد زمان  و در عین حال مسائل فیزیک است

 

من را به این مسابقه زهرا (شش و بش ) دعوت کرده و منم باید بعضیا رو دعوت کنم :

لحظات خودیابی : چون می دونم مامان خیلی  کتاب خوانده است.

نقد نامه: با اینکه بیشتر در مورد فیلم می نویسه اما خوب باید اطلاعات کتابیشم خوب باشه!

یه جورایی 

هنر و کویر

در ضمن کسای که واسم کامنت میگذارند هم دعوت می کنم  درباره کتابای ناتمامشون بنویسن!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 19:17  توسط باور  | 

 

يک پنجره براي ديدن

يک پنجره براي شنيدن

يک پنجره که مثل حلقه ي چاهي

در انتهاي خود به قلب زمين مي رسد

و باز مي شود بسوي و سعت اين مهرباني مکرر آبي رنگ

يک پنجره که دستهاي کوچک تنهايي را

از بخشش شبانه ي عطر ستاره هاي کريم

سرشار مي کند.

و مي شود از آنجا

خورشيد را به غربت گل هاي شمعداني مهمان کرد

يک پنجره براي من کافيست

 

من از ديار عروسک ها مي آيم

از زير سايه هاي درختان کاغذي

در باغ يک کتاب مصور ……

 

هميشه خواب ها

از ارتفاع ساده لوحي خود پرت مي شوند و مي ميرند

من شبدر چهارپري را مي بويم

که روي گور مفاهيم کهنه روييده ست

آيا زني که در کفن انتظار و عصمت خود خاک شد جواني من بود؟

آيا دوباره من از پله هاي کنجکاوي خود بالا خواهم رفت

تا به خداي خوب، که در پشت بام خانه قدم مي زند سلام

                                                               بگويم؟

فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 21:22  توسط باور  |